نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

۶ هدیه خاص برای آقایان

هدیه خاص و لوکس برای آقایان

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه که خواسته باشید هدیه خاص و شیک برای یک آقا خریداری کنید
چه چیزی می توان خرید که هم شیک و هم خاص باشد و در عین حال مورد استفاده قرار گیرد خیلی مهمه

۱- چوب سیگار

طیف بزرگی از آقایان سیگار می کشند و در نتیجه اکثر اوقات سیگار همراه دارند،
چوب سیگار می تواند یک هدیه خاص باشد.
چوب سیگار با کاهش قطران و نیکوتین موجود در سیگار آنرا کمی سالم تر می کند.
ضمنا با جمع شدن دود در چوب سیگار موجب کاهش حرارت ناشی از سوختن می شود.

۲- سیگارپیچ

سیگارپیچ از آن وسایلی است که خیلی از اسموکرها به آن علاقمند هستند. امکان انتخاب توتون، کاغذ، فیلتر و ادوات وابسته برای اسموکرهایی که زیاد سیگاری نیستند ولی دوست دارند در روز چند نخ سیگار با حوصله درست کرده و استفاده کنند می تواند پیشنهاد خوبی باشد. انتخاب محصول . . .

اسپرسوساز ایتالیایی بلا ۳ و ۶

۳- اسپرسوساز موکاپات

قهوه علاقمندان بسیار زیادی دارد و نوشیدن قهوه اسپرسو برای شروع یک روز پرکار برای آقایان می تواند جذاب، شیک و بی نظیر باشد. انتخاب محصول . . .

۴- پیپ

معمولا اسموکرها و خاص ها پیپ می کشند،
اگر فکر می کنید مخاطب تمایل به استفاده از پیپ دارد، پیپ هدیه ای بسیار لوکس است
دایره قیمت پیپ ها می تواند از چند صد هزار تومان تا چند میلیون باشد.

اسموکرهای پیپ معمولا هر جا که می روند اثر پیپ کشیدن آنها در محیط دیده می شود. انتخاب محصول . . .

۵- فندک زیپو

فندک زیپو خاص ترین فندک جهان است، کلکسیونر ها و طرفداران بسیار زیادی دارد و مخاطب آن افراد بیشماری است. امکان حک نام یا متن دلخواه شما روی فندک زیپو میسر است که می تواند کادو شما را بسیار خاص و شیک و به یادماندی کند. انتخاب محصول . . .

۶- سیگاربرگ

سیگاربرگ های مرغوب گران هستند و مخاطب آن هم کم است ولی تجربه اسموک آن می تواند بی نظیر باشد. می توانید سیگار برگ را با کاتر مخصوص هدیه دهید و یا یک هومیدور پر از سیگاربرگ که حتما برای بسیاری از آقایان جذاب است کادو کنید. انتخاب محصول . . . 

برای تهیه کالای مورد نظر خود به یکی از روشهای زیر اقدام فرمائید:

۱- مراجعه به فروشگاه کافه آرتین

نشانی: تهران خیابان شریعتی بالاتر از سه راه طالقانی جنب کوچه گروسی پلاک ۱۸۴        www.aartin.com

تلفن: ۹۰ ۱۴ ۶۷ ۷۷    ساعات کا فروشگاه: ایام هفته بجز تعطیلات رسمی از ساعت ۱۰ لغایت ۲۰

[googlemap src=”” ]

۲- سفارش آنلاین از طریق سایت

 

اشتراک گذاری
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

برند چیست …

برند چست؟
برند نشان سازنده روی کالاست و معنا می کند که کالا با چه شرایطی ساخته می شود و مهمترین معرف آن کیفیت است.
در دنیای امروز برندها حرف می زنند، ولی چرا مهم اند؟
چون برای مشتری شناخته شده تر هستند. وقتی شما کالایی خریداری می کنید، در حقیقت کیفیت آن کالا را خریداری کرده اید. اینتل، مایکروسافت، مرسدس بنز، ایران خودرو و… در ذهن شما تداعی گر اطلاعاتی است که شما بر پایه آن دست به خرید می زنید.
چطور برند، برند می شود؟
برند معرف یک حقیقت است، نه بیشتر و نه کمتر. یعنی خریدار باید بداند هنگام خرید کالا با یک برند خاص چه نتیجه ای حاصل می شود. مثلا  یک قهوه خوب با قیمت بالاتر می خرد، یک قهوه با کیفیت متوسط ولی زیاد می خرد یا …
پس برندها به مردم ثابت می کنند که کالایی که با برند خودشان در حال عرضه دارند چه مقدار کیفیت، سابقه، سلیقه و تجربه دارد.
برند یک مالکیت است
منابع بیشتری در مورد برند …

برند مالک دارد
برند قابلیت ثبت دارد، یعنی شما می توانید قانونا آن را به مالکیت خود درآورد و سپس به استناد مالکیت خود آن را اجاره دهید یا اجاره بگیرید، تولید کنید و یا تفاهماتی منعقد کنید که برند جزء لاینفک آن باشد و متولی ثبت آن در کشور ما قوه قضائیه است و اداره ای از این قوه متولی آن است و بر آن نظارت دارد.
پس شرکتی می تواند با شرکت دیگر عقد قرارداد نماید و استفاده از برند خود را در اختیار شرکت دیگر قرار داده و منافع مشترکی را حاصل نمایند. طبق این قرارداد عرضه کالا در کشور، منطقه،حوزه تجاری یا شرایطی دیگر به صورت قراردادی در اختیار طرف دیگر قرار می گیرد.

در عرضه برند چه نکاتی باید در نظر داشت؟
شرکت های موفق هیچ گاه برند خود را بی اطلاعی و بدون برسی به کسی نخواهند داد. شما نماینده قانونی آنها در جغرافیای خاص هستید، آیا شما همان سرویس شرکت مادر را خواهید داد؟ آیا پاسخگوی مشتری به نحوی خواهید بود که مشتری مداری استاندارد برقرار شود؟ آیا شما تجربه موفقی در رزومه خود دارید؟ امکانات شما چیست؟ و بسیاری سوالات دیگر که برند ها حتما می پرسند.

تقلب در دنیای برندها
هر روز شاهد آن هستیم که کالای نا مرغوبی را خریداری کرده ایم. از آن برند توقع کالا با این کیفیت نازل را نداریم و دست آخر متوجه می شویم که کالای قلابی با برند فلان شرکت خریداری کرده ایم. خوب این خیلی ناراحت کننده است، اول اینکه چرا با سودجویی از برند موجب کم شدن اعتماد ما به برند شده اند و دوم از اینکه چرا بر دستیابی به پول باید چنین کاری انجام دهند و سر ما کلاه برود!

بدانید …
متقلبان برند، ابتدا کالای اصل را وارد بازار می کنند و با قیمتی باور نکردنی حتی با ضرر عرضه می کنند تا بازار را از کف نماینده خارج یا بی اعتماد کرده و سپس مشتریانش را به سمت خود جذب کنند. سپس در اولین زمان به دست آمده حالا که مشتری به چنگ آورده اند کالای فیک را با برند بنده بی خبر از دنیا به صورت عمده وارد بازار می کند. کالای ۱۰۰% قلابی که از روی اصلی کپی شده، قیافه شبیه ولی کیفیت خدا داند.
شاید بگویید نه، اینجوی ها هم نیست. اتفاقا همینجویه، وقتی کسی به قانون احترام نذاره به افراد دیگه هم اعتنا نکنه، به خودشم میگه تا بجنبن بارم رو بستم و رفتم. بله بستی و رفتی، کجا رفتی؟ رفتی داری عکس میذاری ما هم تازه حضاریه دادگاه برات فرستادیم …
دادگاه ها پر از شاکیه چون متاسفانه تصمیم نمی گیریم که از کنار خطا رد نشیم. آبرومون رو همه جا می بریم که برند ها جرات نکنند سمت ما بیان و کار نکردن با ایران براشون بشه رزومه!
شرعا برند چیست؟
طبق تعریف قانون برند جزو دارایی شما به حساب می آید و قانونا هم آن را ثبت کرده اید. استفاده غیر قانونی از برند شما به هر نحو که باشد مانند اجاره، فروش، تفاهم … مثل این است که کسی خانه شما را بدون اجازه شما بفروشد (که البته هم زیاد می فروشند…) بعد بری سراغش بگه فروختم که فروختم مگه اسمتو رو زمین نوشتن!
اگر مال کسی را که راضی نبوده ابتیاع کنیم چه؟ قبل از خرید کالا از حقوق دارنده آن خبردار شویم و درست عمل کنیم …

اشتراک گذاری
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

الگوریتم

kharazmi

الگوریتم برای اولین بار توسط خوارزمی ریاضیدان و دانشمند ایرانی بنیان گذاری شد و واژه الگوریتم بر گرفته از واژه الخوارزمی است.

الگوریتم چیست؟

الگوریتم به روش حل مسئله اطلاق می شود. در حقیقت الگوریتم اساس کار بالاترین فناوری بشر یعنی کامپیوتر است. اساس کار کامپیوتر باینری است، یعنی یا خاموش یا روشن، یا صفر یا یک، آری یا خیر.

مبنای اعداد در کامپیوتر صفر و یک است، یعنی عدد ۲ وجود ندارد. ۱+۱ مساوی ۱۰ است. جالب است بدانید که مبنای اعدادی که بصورت روزمره استفاده می کنید ده ده ای است. یعنی عدد ۱۰ یک عدد ترکیبی است که قبلا هم آن را داشتیم. بسیاری بر این عقیده اند که انسان به دلیل داشتن ۱۰ انگشت  مبنای اعداد خود را ده ده ای قرار داده است.

ممکن است لازم باشد مبنای اعداد خود را در بعضی محاسبات عوض کنید و از شانزده شانزده ای استفاده کنید. اگر ساخته دست بشر نهایتا در عدد ۲ از ۱۰ قرار گرفته، اگر ۲ از ۱۰۰ یا ممکن است ۲ از ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ باشد پس مغز انسان در مرحله اولیه رشد خود به سر می برد.

اساس ماده بر دو پایه قرار دارد، جا و مکان. شما دو بعد حتمی زمان و مکان را دارید و این دو از یک چیز تاثیر می گیرند، جاذبه زمین. یعنی شما اگر زمین را ترک کنید و به سیاره دیگری بروید زمان برای شما ممکن است زودتر یا دیرتر بگذرد، پس جاذبه  در زمان تاثیر بسزایی دارد. هر قدر جاذبه تغییر کند زمان هم برای شما متفاوت میباشد.

در زندگی پس از مرگ یکی از بعد ها را حتما از دست می دهیم و آن بعد مکان است. روح از بدن پر می کشد و یکی از بعد ها را از دست داده و یا شاید از آن گذر می کند تا تکامل خود را ادامه دهد.

از قانون الگوریتم چگونه در زندگی خود استفاده کنیم؟

خوارزمی حتما به این مسئله اندیشیده است . . . ” این زندگی است یا یک بازی ساده اعداد “

بسیاری از افراد موفق جهان از الگوریتم پیروی کرده اند و زودتر به اهداف خود رسیده اند. سیاستمداری می گوید اگر در مورد مسئله ای ۵۰% اطمینان داری که انجام خواهد شد، معطل نکن. مسلما هیچ کسی تابع یک فرمان مطلق نخواهد بود، ما معمولا عکس العمل هایی تلفیقی از صفر و یک را بر می گزینیم و این فرق بین انسان و کامپیوتر است.

حرف خوارزمی جای اندیشه دارد، چرا ” یک بازی ساده اعداد” ؟

در الگوریتم دو اتفاق می افتد یا مسیری به تعالی می روید یا باید دوباره برسی کنید، به عبارتی صفر و یک. در الگوریتم دو دو ای ۲ وجود ندارد و دو عدد ۰ و ۱ را داریم به عبارتی یک معادله یک مجعولی است.

هنوز هم از کلاس ابتدایی  معادلات ساده ۲ مجعولی را به یاد داریم، از دوره راهنمایی معادلات چند مجعولی و از دبیرستان تا بی نهایت مجعولی. وقتی قرار است شما بخشی از ۰ و بخشی از یک را قبول کنید و در انتخاب شما چند انتخاب دیگر هم وجود دارد مجعولات زیاد می شوند. شما چند مجعول در زندگی خود دارید و اگر بخواهید به صورت ریاضی و الگوریتم آن را حل کنید چه کاری انجام خواهید داد؟

ماتریس، روش حل مسئله های چند مجهولی است به شرطی که یک داده ثابت داشته باشید . . . ” یک داده ثابت “

شانس خود را حساب کنیم!

آیا شانس قابلیت اندازه گیری دارد یا شانسی است؟ آیا می توان کارها را شانسی انجام داد و شانسی موفق شویم؟ آیا می توانیم شانسی به اهداف خود برسیم؟

((U + C + I) * (10 – S)) / 20 * A * 1 / (1 – Sin (F/10))

فرمول کلی شانس شما در صورت های مختلف به قرار بالاست . . .

U منغیر ضرورت انجام کار است

C میزان پیچیدگی کار

I اهمیت موفقیت

S مهارت شما در انجام کار

F تعداد دفعاتی که تجربه انجام این کار را دارید

کافی است به پارامترهای فوق اعدادی بین ۱ (کمترین) تا ۹ (بیشترین) را بدهید، مثلا اگر تجربه شما در موردی که در حال اندازه گیری آن هستید (F) بسیار زیاد است، عدد ۹ خواهد بود.

قانون موفی در مورد شانی در مورد مسائل چیست؟

اموری که در حالت عادی بدون کوچکترین مشکلی انجام می شوند در شرایط بحرانی نادرست و ناراحت کننده می شوند.

سه قانون کلی می تواند قاعده شانس را به نفع شما تغییر دهد:

A در کار مهم و دقیق اگر مهارت ندارید رها کنید

B مسئله پیجیده را با آسانترین راه حل از هر جایی که بلد هستید حل کنید و به پیچیدگی آن فکر نکنید

C اگر در نتیجه شکست ناراحت می شوید، روش صحیح آن را فراگیرید

در مقاله آتی به آشنایی با روش های استفاده از الگوریتم در تصمیم گیری ها خواهیم پرداخت . . .

اشتراک گذاری
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تحویل کالا در سراسر ایران

سرویس تحویل کالا در محل بیش از پنج سال است که توسط کافه آرتین راه اندازی شده و مشتریان بسیار زیادی هم دارد. در این مقاله به سرویس تحویل در محل، زمان تحویل و هزینه آن خواهیم پرداخت.

  • کافه آرتین تمامی سفارشات مشتریان خود در سراسر ایران را با دریافت ۱۲۰۰۰ تومان هزینه ارسال (سهم مشتری) تحویل می دهد.
  • برای مشتریان تهرانی ارسال بوسیله پیک در زمان سفارش صورت می پذیرد (هزینه تحویل پیک ۲۰۰۰۰ تومان) و کالا در مدت کمتر از دو ساعت تحویل مشتری خواهد شد. این فرایند برای مشتریانی که در شهرستانها هستند به صورت ارسال با پست خواهد بود و زمان تحویل آن کمتر از دو روز از تاریخ ثبت سفارش است.
  • کلیه شعب کافه آرتین با همین شرایط کالا را تحویل مشتریان خواهند کرد.
  • برای رهگیری مرسولات پستی می توانید شمارره پیگیری آن را از کافه آرتین اخذ کرده و مستقیما مرسوله خود را پیگیری کنید ولی تجربه نشان داده است که این کار معمولا لزومی نداشته و سفارشات شما (شهرستان) در مدت حداکثر ۴۸ ساعت تحویل می گردد.
  • کلیه محصولات خریدای شده تا زمان عدم استفاده قابل عودت به کافه آرتین هستند.

 

delivery

اشتراک گذاری
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

موفقیت

اشتراک گذاری
نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

آب، بحران کم آبی یا بحران پر آبی؟

در چند وقت اخیر اخبار بسیار بدی از بحران آب به گوش می خورد. بحران کم آبی نه تنها ایران بلکه سایر کشور ها را نیز تهدید می کند به گونه ای که بسیاری از بروز جنگ آب خبر می دهند.

water-tap_2189544b

آب چیست؟

  1. آب فراوانترین مولکول روی سطح زمین است که هفتاد درصد سطح زمین را تشکیل می‌دهد و تنها ماده‌ای است که در روی زمین به هر سه حالت جامد و مایع و گاز یافت می‌شود. ویکی‌پدیا
  2. چگالی: ۹۹۹٫۹۷ کیلوگرم بر متر مکعب
  3. نقطه جوش: ۱۰۰ ‪°C
  4. جرم مولی: ۱۸٫۰۱۵۲۸ گرم بر مول
  5. نقطه ذوب: ۰ ‪°C

بروز بحران آب در ایران چشمگیرتر از مناطق دیگر خود را نشان می دهد. در جوامع احتماعی اینترنتی و رسانه های عمومی درخواست های زیادی از مردم برای صرفه جویی در مقدار مصرف می شود، ولی سهم مصرف کننده در این بین چقدر است. در این مقاله بحران آب را از چند دیدگاه مورد برسی قرار خواهیم داد.

۱- بحران لوله کشی آب:

حتما شما هم در محله خود چند نقطه را سراغ دارید که لوله آب شکسته و شاید سالهاست که آب هدر می رود. پوسیدگی لوله های توزیع آب واقعیت انکار ناپذیر سیستم توزیع آب در ایران است.

شکستگی لوله آب مرگ خاموش آب در لوله هاست، هدر رفتن آب بدون توقف. آیا مقدار هدر رفتن آب در لوله های پوسیده پای مصرف کننده به حساب می آید؟ اگر تمام آن به حساب مصرف کننده گذاشته نشود، بخش بزرگی از آن در آمار مصرف کننده منظور میگردد.

۲- مدیریت آب های سطحی:

آب های سطحی در شهر ها و خارج از شهرها هم مدیریت چندان خوبی نداشته، برنامه ریزی برای استفاده از آب های سطحی نیازمند پیروی از یک برنامه مدون و قابل اجراست.

۳- کشاورزی:

کشاورزان ایرانی از فناوری بسیار پایینی در آبیاری استفاده می کنند. پایین بودن سطح علمی کشاورزان و عدم برنامه ریزی کلان در این قسمت موجب استفاده بی رویه از منابع آب زیرزمینی گردیده است.

بسیاری از کشاورزان چاه چند صد متری حفر می کنند و به دلیل ارزان بودن قیمت برق، آب را بدون توقف استخراج می کنند! کشاورزان زیادی را سراغ داریم که در تمامی فصل آب زیر پای درختانشان روان است. آیا آموزش کشاورزان و کمک به آنها در استفاده از فناوری های جدید نمی تواند ما را در مدیریت آبهای زیر زمینی کمک کند؟

۴- مصرف کننده:

بی شک مصرف کننده ایرانی رکورددار مصرف در جهان است. ریشه این لجام گسیختگی در جاهایی از فرهنگ مصرف ما خانه کرده است. دولت می تواند نقش بسیار سازنده و مهمی در آگاه سازی و فرهنگ سازی در جامعه داشته باشد.

شما میتوانید نظر خود درباره مصرف آب را با ما به اشتراک بگذارید . . .

[Google]

اشتراک گذاری
نوشته شده در یک دیدگاه

کالایی بنام فیک یا قلابی!

فیک چیست؟

فیلک به معنای قلابی است. فرهنگ معین: (قُ لّ) (ص نسب .) ۱ – تقلبی . ۲ – مکار، حقه باز. لینک . . . 

به چه کالایی فیک یا قلابی گفته می شود؟

به کالایی که مصنوع (ساخته شده) در کارخانه ثبت شده بر روی کالا نباشد فیک یا قلابی اطلاق میگردد.

آیا کالای فیک باید خرید؟

در زمینه خرید یا فروش کالای تقلبی باید به دو نکته اشاره کرد:

۱- ممکن است خریدار به تقلبی بودن کالا آگاه باشد و فروشنده هم خریدار را آگاه ساخته باشد.

۲- ممکن است خریدار به قلابی بودن کالا آگاه نباشد و فروشنده با وجود آگاهی به قلابی بودن کالا آن را بفروشد.

در مورد خرید کالای قلابی باید گفت چطور ممکن است خریدار با آگاهی بر دروغ بودن کالا آن را بخرد؟!! بله مصرف کننده ایرانی کالای فیک خریداری می کند، به فیک بودن آن هم آگاه است و به خرید خود هم می نازد.

fake (1)

در نبود کالایاصل و با کیفیت، کالای قلابی اصل به حساب می آید!! این جمله کسانی است که عادت به خرید کالای بی کیفیت دارند و برندهای معتبر را به بهانه هایی مانند حراج شرکت و یا کالای استوک می خرند. اسم هایی مانند کپی یا های کپی لغت های بی معنایی هستند که سعی در معنی دار تقلب دارند.

شبکه های ماهواره ای هر روز گوشی اپل مجهز به اندروید می فروشند آنهم با قیمت ۲۶۵۰۰۰ تومان!!! دو عدد گوشی سونی با تمام امکانات فقط ۲۳۵۰۰۰ تومان!!!!  عطرهای تقلبی روی دست دست فروش ها و با بدترین کیفیت که ممکن است به بدن مصرف کننده آسیب جدی بزند به نام اصل و با بهانه ورود از مرزهای بدون گمرک عرضه می گردند.

خرید کالای قلابی یعنی به حراج گذاشتن صاحب برند!

متاسفانه در ایران قانون کپی رایت اصلا رعایت نمی شود و کالای قلابی هم دست کمی از این مسئله ندارد. مصرف کننده اگر بداند که در صورت خرید کالای اصلی چند برابر کالای فیک می تواند از آن استفاده کند هیچ گاه تن به خرید کالای بی کیفیت و قلابی نخواهد داد. اگر که فروشنده به حقوق مصرف کننده و صاحب برند احترام گذاشته و کالای قلابی وارد فروشگاه خود نکند هم کسب و کار بهتری خواهد داشت و هم خدمت به جامعه خواهد کرد.

شما میتوانید نظرات خود در مورد کالای فیک را بنویسید و با بفیه دوستان به اشتراک بگذارید.

اشتراک گذاری
نوشته شده در یک دیدگاه

گالری شعر

کافه آرتین بزرگترین کلکسیون عرضه پیپ های ایتالیایی و توزیع کننده انحصاری قهوه برند

اشعر منتخب را می توانید در قسمت دیدگاه ها برای کافه آرتین پست کنید تا در این قسمت اضافه شود.

الف- بخش اول مربوط به نثر امروز است. از شماره ۱ الی ۳۰٫

ب- بخش دوم عموما مثل های سایر کشور ها و سخنان دانشمندان و نوسیندگان از شماره ۳۱ الی ۶۵٫

ج- بخش سوم شعر نو از شماره ۶۶ به بعد شامل زمستان/مهدی اخوان ثالث، پیوند/فرخ تمیمی، فتح باغ/فروغ فرخزاد، نشانی/سهراب سپهری، سگها و گرگها/مهدی اخوان ثالث، اندوه/مهدی اخوان ثالث، کوچه/فریدون مشیری، پیوند/فرخ تمیمی و برای گربه ام/فرخ تمیمی، واحه ای در لحظه/سهراب سپهری و آب/سهراب سپری.

۱- از سکوت آسمان پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوستش دارم؟ گفت: بنویس بی تو فردایی ندارم.

۲- عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی آنوقت است که دیگر عشق نیست، صدقه است.

۳- زرد است که لبریز حقایق شده است، تلخ است که با درد موافق شده است. عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاری است که عاشق شده است.

۴- می دانی اگر صخره و سنگ توی مسیر رودخانه زندگیت نباشه صدای آب اصلا قشنگ نیست.

۵- آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند. پس بینظیر باش (شریعتی)

۶- انشتین میگه عشق مانند ساعت شنیه. همزمان که قلبتو پر می کنه مغزتو خالی می کنه.

۷- دوست داشتن رو باید از برگ درخت آموخت. چون وقتی زرد میشه، وقتی میمیره و از درخت جدا میشه باز هم پای همون درخت میفته.

۸- ما که همسایه اشکیم ولی با دل تنگ گر لبی خنده کند یاد شما می افتیم.

۹- یک همیشه یک است. شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد. اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد. یک نگاه، یک سرنوشت، یک عمر، یک خاطره یا یک دوست.

۱۰- محبت را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در نقاشی اش سیاه کشیده بود تا پدرش در زیر آفتاب نسوزد.

۱۱- دستم بوی گل می داد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچکس فکر نکرد شاید که من یک گل کاشته ام.

۱۲- کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شده بودند، طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ به رضای خدا راضی شد. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد.

۱۳- هیچ وقت لبخندهایت را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون ممکنه یکی عاشق لبخند هات باشه.

۱۴- دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

۱۵- وقتی اندوهگین هستم با خود می گویم: رنج معیار پیشرفت است و از مشکلات نباید هراسید و این عبارت چیزی بیش از آرامش به من می دهد.

۱۶- شاید آنروز که سهراب نوشت: “تا شقایق هست زندگی باید کرد” خبری از دل پر درد یاسمن نداشت. باید اینجور می نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است. زندگی باید کرد.

۱۷- زمین خوردن ها جزئی از زندگی است، عظمت انسان در بلند شدن است.

۱۸- خداوندا تقدیرم را زیبا بنویس، کمک کن آنچه که تو خواهی من دیر نخواهم و آنچه که تو دیر خواهی من زود نخواهم.(دکتر علی شریعتی)

۱۹- فاصله گرفتن از آدمهایی که دوستشان داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد جانشینی برای آنها نیست.(گوته)

۲۰- هر وقت توی زندگی به یک در بزرگ که رویش یه قفل بود رسیدی ناامید نشو، چون اگر قرار بود باز نشه بجاش یک دیوار می گذاشتن.

۲۱- با دستت یک پروانه میگیری. میخواهی ببینی زنده است یا نه. اگه انگشتتو باز کنی فرار می کنه، اگه محکم بگیری میمیره. زندگی کردن چیزی مثل یک پروانه است.

۲۲- ساکنان دریا پس از مدتی صدای دریا را نمی شنوند. چه تلخ است قصه عادت.

۲۳- شجاعت همیشه فریاد زدن نیست، گاهی صدای آرامی است که در انتهای روز می گوید: فردا دوباره تلاش خواهم کرد.

۲۴- همیشه رفتن رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز باید آموخت.

۲۵- بدون اراده متولد می شویم، با حیرت زندگی می کنیم سپس با حسرت می میریم، اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستیهای پاک و بی آلایش است.

۲۶- من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، بر درش برگ گلی می کوبم، روی آن با قلم سبز بهار می نویسم خانه دوستی ما اینجاست، تا دگر با نپرسد سهراب “خانه دوست کجاست؟”

۲۷- فرقی نمی کنه گودال کوچک آبی باشی یا دریای بیکران. زلال که باشی آسمان در تو پیداست.

۲۸- روی هر پله ای که هستی خداوند از تو یک پله بالاتره، نه بخاطر اینکه خداست، بخاطر اینکه دستتو بگیره.

۲۹- فرشته ها همیشه و همه جا وجود دارند اما بعضی وقتها چون بال ندارند ما بهشون میگیم دوست.

۳۰- دیگران را ببخش نه به خاطر اینکه سزاوار بخشش تو هستند، بلکه بدین خاطر که تو سزاوار آرامشی.

۳۱- زمانیکه متولد شدم گریستم و هر روز نشان میدهد که چرا گریستم. (مثل اسپانیایی)

۳۲- هر چه انسان تهی مغزتر باشد خوشحالتر خواهد بود. (مثل چینی)

۳۳- با دیگران بخند نه بر دیگران. (دیل کارنگی)

۳۴- تو ارباب سخنانی هستی که هنوز نگفته ای ولی حرفهایی که زده ای ارباب تو هستند. (مثل عربی)

۳۵- اگر خاموش باشی تا دیگران تو را به سخن آورند بهتر از آن است که سخن گوئی و خاموشت کنند. (سقراط)

۳۶- شخصی که لباسها گرانبها بر تن داشت و سخنان بیهوده میگفت باو گفتند یا لباسهایت را مطابق سخنانت کن یا سخنان مطابق لباست بگو. (فیثاغورث)

۳۷- دشمنانی که سخنان شیرین می گویند شمشیر تیزتری دارند. (مثل آلمانی)

۳۸- اگر دوست دارید که شما را هم صحبت خوبی بدانند پس گوش کردن را تمرین کنید. (دیل کارنگی)

۳۹- در زیباترین هلو ممکن است کرم باشد. (مثل آفریقایی)

۴۰- زنی که از غذای او تمجید کنند حاضر است خود را در کنار اجاق مطبخ قربانی کند. (کارنگی)

۴۱- من در دنیا یک دوست داشته ام و آن هم خودم بوده ام. (ناپلئون)

۴۲- فرح بخش است ولی دوستی با سه کس رسوائی به بار می آورد: چاپلوس، دورو و یاوه گو. (کنفوسیوس)

۴۳- آن کسی که در همه جا دوستانی دارد همه جا را دوست داشتنی می بیند. (مثل چینی)

۴۴- تنها چیزی که در دنیا حد ندارد خریت است.

۴۵- دروغ مانند کبوترانی هستند که به آشیانه باز می گردند.

۴۶- گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند، پس دروغ نگو. (مثل آلمانی)

۴۷- دروغگو از دروغگوی دیگر در حذر است و دنبال انسانهای راستگو می گردد که او را باور کنند. (مثل چینی)

۴۸- با نیکان مصاحبت کن تا از نیکان تقلید کنی. (مثل چینی)

۴۹- هر که با نادان درآویزد، آبروی خود ریزد. (سعدی)

۵۰- یار اگر نادان باشد تنهایی خوشتر است. (بودا)

۵۱- نادانان پیوسته از گذشته لاف میزنند و خردمندان در اندیشه حال هستند و دیوانگان سخن آینده بر زبان دارند. (ناپلئون)

۵۲- فقط احمق ها از یک احمق دیگر تعریف میکنند. (مثل فرانسوی)

۵۳- کسیکه در جستجوی خوشبختی از خانه بیرون میرود دنبال سایه میرود. (مثل چینی)

۵۴- سه راه خوشبختی عبارت است از بدی ندیدن و بدی نشنیدن و بدی نکردن. (مثل چینی)

۵۵- اگر می خواهی خوشبخت باشی این سه راه به کار بند: گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک. (زرتشت)

۵۶- نخست خواهند پرسید هنرت چیست و نخواهند پرسید پدرت کیست. (سعدی)

۵۷- درخشانترین تاجی که انسانها بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است. (چارلی چاپلین)

۵۸- اگر جوانان دانش و پیران قوت داشتند همه چیز روبراه می شد. (مثل ایتالیایی)

۵۹- کسی که به تمرینات بدنی می پردازد احتیاج به هیچ درمانی ندارد. (ابن سینا)

۶۰- بسیار بیندیش و به سرعت عمل کن. (ناپلئون)

۶۱- موفقیت برای انسانهای کم ظرفیت آغاز گستاخی است. (مثل ایتالیایی)

۶۲- برای دشمنانت آنقدر کوره را داغ نکن که تو را هم بسوزاند. (شکسپیر)

۶۳- سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی. (مثل ایرانی)

۶۴- فرصت معبود هنر و هنر معشوق فرصت است. (مثل ایتالیایی)

۶۵- خوشبختی فاصله بین دو بد بختی است. (چارلی چاپلین)

۶۶- بحث با ناقص خیالان شیوه استاد نیست علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست

۶۷- *زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،

سرها در گریبان است.

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است.

وگر دست محبت سوی کس یازی،

به اکراه آورد دست از بغل بیرون،

که سرما سخت سوزان است.

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.

نفس کاین است پس دگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من، ای ترسای پیر پیرهن چرکین،

هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی …

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم،

منم من، سنگ تیپاخورده رنجور،

منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور.

نه از رومم نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم،

بگشای در، بگشای دلتنگم.

حریفا، میزبانا، میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

تگرگی نیست، مرگی نیست،

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگذارم،

حسابت را کنار جام بگذارم.

چه میگویی که بیگه شد،سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست.

حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است.

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده،

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است.

حریفا، رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است.

مهدی اخوان ثالث

۶۸- *پیوند

پیوندها

آرامش نباتی خود را

گم کرده اند.

آوندها

در ذهن بی طراوتشان

در انتظار جاری سبزینه مانده اند.

دردا، چه خشکسال سیاهی

گنجشکها

کوچیده اند از قفس باغ

یک لحظه گوش کن:

چتر بنفش بال ملخها

تفسیر آیه های گرسنه است

-یاد آور ترحم سیلوها.

دردا چه خشکسال سیاهی.

روباهها

روباههای بیگنه زیرک

الماسهای خوشه انگور را

بر تاکهای خالی

تصور می کنند.

فرخ تمیمی

۶۹- *فتح باغ

آن کلاغی که پرید

از فراز سر ما

و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد،

و صدایش همچون نیزه کوتاهی پهنای افق را پیمود

خبر ما را با خود خواهد برد به شهر

همه می دانند

همه می دانند

که من و تو از آن روزنه سرد عبوس

باغ را دیدیم

و از آن شاخه بازیگر دور از دست

سیب را چیدیم

همه می ترسند

همه می ترسند از من و تو

به چراغ و آب و آینه پیوستیم

و نترسیدیم

سخن از پیوند سست دو نام

و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست

سخن از گیسوی خوشبخت من است

با شقایقهای سوخته بوسه تو

و صمصمیت تن هامان، در طراری

و درخشیدن عریانمان

مثل فلسهای ماهیها در آب

سخن از زندگی نقره ای آوازی است

که سحرگاهان فواره کوچک می خواند

ما در آن جنگل سبز سیال

شبی از خرگوشان وحشی

و در آن دریای مضطرب خونسرد

از صدفهای پر از مروارید

و در آن کوه غریب فاتح

از عقابان جوان پرسیدیم

که چه باید کرد

همه می دانند

همه می دانند

ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان راه یافته ایم

ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم

در نگاه شرم آگین گلی گمنام

و بقا در یک لحظه نا محدود

که دو خورشید به هم خیره شدند

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روز است و پنجره های باز

و هوای تازه

و اجاقی که در آن اشیا بیهوده می سوزند

و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است

و تولد و تکامل و غرور

سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شبها ساخته اند

به چمنزار بیا

به چمنزار بزرگ

و صدایم کن، از پشت نفسهای گل ابریشم

همچنان آهو که جفتش را

پرده ها از بعضی پنهانی سرشارند

و کبوترهای معصوم

از بلندیهای برج سپید خود

به زمین می نگرند

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی

من از نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

فروغ فرخزاد

۷۰- *نشانی

((خانه دوست کجاست؟)) در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

((نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟))

سهراب سپهری

۷۱- *سگها و گرگها

هوا سرد است و برف آهسته بارد

زابری ساکت و خاکستری رنگ

زمین را بارش مثقال، مثقال

فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ

برون کلبه بی روزن شب

سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه های باد پیداست

که شب مهمان طوفان است امشب

دوان بر پرده های برفها باد

روان بر بالهای باد باران

درون کلبه بی روزن شب

شب طوفانی سرد زمستان.

آواز سگها:

زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و طوفان خشمناک است

کشد مانند گرگان باد زوزه

ولی ما نیک بختان را چه باک است؟

کنار مطبخ ارباب آنجا

برآن خاک اره های نرم خفتن

چه لذت بخش و مطبوع است وان گاه

عزیزم گفتن و جانم شنفتن

وزان ته مانده های سفره خوردن

وگر آن هم نباشد استخوانی

چه عمر راحتی، دنیای خوبی

چه ارباب عزیز و مهربانی

ولی شلاق!… این دیگر بلایی است…

ولی اما تحمل کرد باید

درست است اینکه الحق دردناک است

ولی ارباب آخر رحمش آید

گذارد چون فروکش کرد خشمش

که سر بر کفش و بر پایش گذاریم

شمارد زخم هامان را و ما این

محبت را غمیمت می شماریم

خروشد باد و باد همچنان برف

زسقف کلبه بی روزن شب

شب طوفانی سرد زمستان،

زمستان سیاه مرگ مرکب

آواز گرگها:

زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و طوفان خشمگین است

کشد مانند سگها باد زوزه

زمین و آسمان با ما به کین است

شب و کولاک رعب انگیز و وحشی

شب وصحرای وحشتناک و سرما

بلای نیستی، سرمای پر سوز

حکومت می کند بر دشت و بر ما

نه ما را گوشه گرم کنامی

شکاف کوهساری سرپناهی

نه حتی جنگلی کوچک که بتوان

در آن آسود بی تشویش گاهی

دو دشمن در کمین ماست دایم

دو دشمن می دهد ما را شکنجه

برون، سرما، درون این آتش جوع

که بر ارکان ما افکنده پنجه

و… اینک… سومین دشمن… که ناگاه

برون جست از کمین و حمله ور گشت

سلاح آتشین… بی رحم… بی رحم…

… نه پای رفتن و نی جای برگشت

بنوش ای برف گلگونشو، برافروز

که این خون، خون ما بی خانمانهاست

که این خون، خون گرگان گرسنه است

که این خون، خون فرزندان صحراست

در این سرما، گرسنه، زخم خورده

دوین آسیمه سر بر برف چون باد

ولیکن عزت آزادگی را

نگهبانیم، آزادیم، آزاد

مهدی اخوان ثالث

– *اندوه

نه چراغ چشم گرگی پیر

نه نفسهای غریب کاروانی خسته و گمراه

مانده دشت بیکران خلوت و خاموش

زیر بارانی که ساعتهاست می بارد

در شب دیوانه غمگین

که چو دشت او هم دل افسرده ای دارد

در شب دیوانه غمگین

مانده دشت بیکران در زیر باران، آه، ساعتهاست

همچنان می بارد این ابر سیاه ساکت دلگیر

نه صدای پای اسب رهزنی تنها

نه صفیر باد ولگردی

نه چراغ چشم گرگی پیر

مهدی اخوان ثالث

۷۳- *کوچه

بی تو،مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد که: شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من، همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل وسنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ.

یادم آید: تو به من گفتی:

-((از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب، آئینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا، که دلت با دگران است

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفرکن!))

با تو گفتم: ((حذر از عشق؟ -ندانم

سفر از پیش تو هرگز توانم

نتوانم!

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم

باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم نتوانم!))

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، ناله تلخی زد و بگریخت…

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامان اندوه کشیدم

نگسستم نرمیدم.

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم…

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری- سال ۱۳۳۹

۷۴-*پیوند

از قلب من که دشت بزرگیست

-دشتی برای زیستن باغ های مهر-

غم، با تمام تیرگیش کوچ می کند.

در نور پاک صبح

اندام من، زخواب گران می شود تهی.

در دستهای من

گویی توان گمشده یی، یافت می شود.

از قلب من که دشت بزرگیست،

-دشتی برای زیستن باغ های مهر-

اینک گیاه دوستی جاودانه ای

سر می کشد زنور توان بخش آفتاب

آوند این گیاه پر از خون آشتی است.

من این گیاه را

تا بارور شود،

با نو گیاه دوستی دستهای تو،

پیوند می زنم.

فرخ تمیمی

۷۵-*برای گربه ام

ای آنکه یک شب بی خبر رفتی

ای آنکه تاک آشنایی را،

از خوشه انگور مستی ها، تهی کردی

رفتی، شنیدم هر کجا رفتی

در آسمان رنگ ریا دیدی.

با هر لبی چون آشنا گشتی

صد خنده نا آشنا دیدی.

بازآ، که می دانم پشیمانی.

بازآ، به یاد ماجرهایی که می دانی

چون گربه، پنهان شو در آغوشم.

فرخ تمیمی

۷۶-*واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم

پشت هیچستان جایی است

پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصد هایی است

که خبر می آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سوارانی است که صبح

به سر تپه معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود

زنگ باران به صدا می آید

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من.

سهراب سپهری

۷۷-*آب

آب را گل نکنیم

در فرودست انگار، کفتری می خورد آب

یا که در بیشه ای دور، سیره ای پر می شوید.

یا که در آبادی، کوزه ای پر می گردد

آب را گل نکنیم

شاید این آب روان، می رود پای سپیداری

تا فروشوید اندوه دلی

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب

زن زیبایی آمده لب رود

آب را گل نکنیم

روی زیبا دوبرابر شده است.

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالادست چه صفایی دارند،

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شیر افشان باد

من ندیدم دهشان،

بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست

ماهتاب آنجا، می کند روشن پهنای کلام

بی گمان در ده بالادست، چینه ها کوتاه است.

غنچه ای می شکفد، اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می فهمند

گل نکردنش، ما نیز

آب را گل نکنیم.

سهراب سپهری

۷۸-*

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست………. زندگی را دریاب

۷۹-* سرزمین پاک

ای سرزمین پاک

با اولین شکوفه ی هر سال،

در دشت چشم های تو، بیدار می شوم

باغ پر از شکوفه ی اندیشه های من.

در دشت چشم های تو – این دشت های سبز –

هر باغ شعر من

پیغام بخش جلوه ی روزان بهتریست

هر غنچه،

هر شکوفه،

هر ساقه ی جوان،

دنیای دیگریست.

ای سرزمین پاک

من با پرندگان خوش آوای باغ شعر

در دشت چشم های تو، سرشار هستی ام.

من با امید روشن این باغ پر سرود

در خویش زنده ام.

دشت جوان چششم تو، سبز و شکفته باد.

فرخ تمیمی

۸۰- بادبادک تا با باد مخالف روبرو نگردد اوج نخواهد گرفت.

۸۱- اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق هستی.

۸۲- هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان مکن.

۸۳- برای اداره کردن خویش از عقلت و برای اداره دیگران از قلبت استفاده کن. دالای لاما

۸۴- فرد باهوش مسئله را حل می کند ولی فرد خردمند از رودررو شدن با آن اجتناب می کند.

۸۵- خنده برلب می زنم تا کس نداند درد دل

ورنه این دنیا که ما دیدیم، خندیدن نداشت

زندگی عرصه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

۸۶- منی که نام می از هر کتاب می شستم

زمانه کاتب دکان می فروشم کرد

۸۷- برای بهترین دوستانم …

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو ” می دانم چه حالی داری ” چون در واقع نمی دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: “برای چه می خواهید بدانید؟”

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

۸۸- وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

۸۹- راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

۹۰- هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

۹۱- شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

۹۲- هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

۹۳- چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

۹۴- هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

۹۵- وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

۹۶- از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

۹۷- فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند.

۹۸- خدایا به خوبان عزت داده ای و به بدان ثروت. نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟

۹۹- باورم نیست، ز بد عهدی ایام هنوز قصه غصه در دولت یار آخر شد. (دوست عزیزم، وزیری)

۱۰۰- من تماشای تو می کردم و غافل بودم، کز تماشای تو خلقی به تماشای منند. (ابتهاج)

۱۰۱- خرسند شدیم از اینکه امروز رنگی دگر است نه رنگه دیروز

تا شب نشده رنگ دگر شد.

گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز…

فریاد زدیم که چرخ گردون:لیلا تو نداده ای به مجنون

فریاد برآمد آنکه: خاموش. کم داد اگر نگیرد افزون

خاموش شدیم و در خموشی رفتیم سراغ میفروشی.

فریاد زدیم:دوای ما کو. گویند:دواست باده نوشی.

هشیار نشد مگر که مدهوش . این باره گران بگیرم از دوش.

آرام کنار گوش ما گفت:این بار گران تو مفت مفروش.

از خود به کجا شوی تو پنهان از خود به کجا شوی گریزان.

بیداری دل چنین مخوابان سخت آمده است مبخش آسان.

هشیار شدیم از اینکه هستیم.رفتیم و در میکده بستیم.

با خود به سخن چنین نشستیم:ما باده نخورده ایم و مستیم؟

مسجد سر راه از آن گذشتیم. بر روی درش چنین نوشتیم:

در میکده هم خدای بینی با مرد خدا اگر نشینی…

۱۰۲- گاندی: هفت چیز بدون هفت چیز دیگر خطرناک است: ثروت بدون زحمت، لذت بدون وجدان، دانش بدون شخصیت، تجارت بدون اخلاق، علم بدون انسانیت، عبادت بدون ایثار و سیاست بدون شرافت

اشتراک گذاری